ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

38

الفهرست ( فارسى )

در جاى ديگر آن كتاب گويد : تمام انبياء صد و بيست و چهار هزار نفرند و كسانى كه بوحى شفاهى پيامبر بودند ، سيصد و پانزده نفرند ، و تمام كتابهائى كه از طرف خداوند نازل گرديده يك‌صد و چهار كتاب است كه صد صحيفه از آن را خداوند در فاصلهء ميان آدم و موسى نازل فرمود : و اولين كتابى كه خداوند نازل كرد صحف آدم عليه السلام است كه بيست و يك صحيفه بود . كتاب دوم را خداوند بر شيث عليه السلام نازل كرد كه بست و نه صحيفه بود كتاب سوم بر اخنوخ كه ادريس عليه السلام است نازل گرديد : و سى صحيفه بود . كتاب چهارم را خداوند بر ابراهيم نازل كرد كه ده صحيفه بود . و كتاب پنجم بر موسى نازل گرديد و ده صحيفه بود كه مجموع آنها پنج كتاب و يك‌صد صحيفه مىشود . و پس از آن صحف دهگانه ، خداوند تورات را در ده لوح بر موسى عليه السلام نازل گردانيد . احمد بن عبد اللّه گويد : آن الواح رنگ سبز داشت و خطش سرخ‌فام مانند شعاع آفتاب بود ، و احمد بن اسحاق گويد : اين صفتها را يهود قبول ندارند . احمد گويد : موسى كه از طور پائين آمد ، و پيروان خود را پرستندهء گوساله يافت ، آن الواح را بر زمين زد و در هم شكاند ؛ و چون ، از اين كار پشيمان شد ، از خداوند درخواست كرد كه آنها را بوى برگرداند ؛ خداوند به او وحى فرستاد كه آنها را در دو لوح برمىگردانم ، و چنين كرد . يكى از آنها لوح ميثاق و ديگرى لوح شهادت بود . پس از اين‌ها خداوند مزامير را كه همان زبور است بر داود نازل نمود ، و آن زبورى است كه در دست يهود و نصارى بوده و يك‌صد و پنجاه زبور است . سخن دربارهء توراتى كه در دست يهود است و نام كتابها و اخبار علماء و مصنفان آنان از يك دانشمند يهودى دراين‌باره سؤالهايى نمودم و او چنين جواب داد : خداوند تبارك و تعالى تورات را بر پنج قسمت بر موسى نازل فرمود كه هريك منقسم به دو سفر ، و هر سفر منقسم به چند فراسه - يعنى سوره - و هر فراسه منقسم به چند ابسوق ، يعنى آيه ، بود . و موسى كتابى نيز داشت كه به آن مشنا مىگفتند ، و يهود علم فقه و شرايع و احكام را از آن استخراج مىكنند ، و آن كتابى ، بزرگ و به زبان كسدانى « 1 » و عبريست . و بعد از تورات اين كتابها از انبياست : كتاب يهوسع ، كتاب سفطى ، كتاب شموئل ، كتاب سفر اشعيا ، كتاب سفر ارميا ، كتاب سفر حزقيل ، كتاب ملخى ، كه همان سفر داود و اصحاب او بوده و معروف بتفسير

--> ( 1 ) كسدان ظاهرا بنطيان باشند ( تاريخ علوم عقلى ص 361 ) .